X
تبلیغات
 
معرفی انواع موسیقی و...احکام آن در اسلام..
درباره وبلاگ


    تاریخچه مو سیقی
آرشيو وبلاگ
نظرسنجی
    موسیقی از نظر جوانان؟





آمار وبلاگ
  • افراد آنلاین : ۱
  • بازدید امروز : ۱
  • بازدید دیروز : ۲
  • بازدید این هفته : ۴
  • بازدید این ماه : ۲۸
  • بازدید امسال : ۳۶۱۹
  • بازدید کل : ۱۰۲۰۹۶
  • تعداد پست ها : ۲۸
  • تعداد نظرات : ۰
دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۱ :: نويسنده : پژواک

موسیقی درمانی مختص چه کسانی است؟

موسیقی درمانی برعکس آنچه که بسیاری از مردم می پندارند، فقط برای افرادی که از

مشکلات خاصی چون عقب ماندگی، تأخیر یافتگی رشد، معلولیت های جسمی و بیماری های روانی رنج می برند، نیست. بلکه افراد عادی هم می توانند برای رسیدن به آرامش بیشتر این روش را امتحان کنند.

هر چند که موسیقی درمانی، بیشتر در مکان هایی چون بیمارستان های روانی، سازمان های توان بخشی، بیمارستان های پزشکی و درمانی، کلینک های بیماران سرپایی، سمینارهای

پیشگیری اعتیاد و مدارس مورد استفاده قرار می گیرد، اما مردم عادی هم می توانند از این شیوه استفاده کنند.

در آخر باید بدانیم که موسیقی درمانی، تنها شنیدن موسیقی نیست. آن گونه که در منابع مختلف راجع به موسیقی درمانی دیده می شود، افراد با نواختن موسیقی و حتی آواز خواندن قادرند به همان نتایج شنیدن موسیقی دست پیدا کنند

.

انجمن موسیقی درمان در ایران

موسیقی در طول چند دهه اخیر در کشورمان، ارزش و اهمیت خود را از دست داده است. چه بسا افرادی که این پدیده مهم را در زندگی خود فراموش کرده و از آن دور شده اند.

خوشبختانه در سال های اخیر با کوشش های فراوان موسیقی دانان کشورمان تغییراتی در این زمینه صورت رفته است و موسیقی (بخصوص موسیقی شاد) بار دگر جایگاه خود را در جامعه ما کم و بیش بازیافته است. ثبت انجمن موسیقی درمانی ایران گامی است ملی و علمی در جهت پیشبرد موسیقی درمانی در تاریخ ایران. با توجه به اطلاعات موجود در منابع مختلف، این انجمن با حضور اساتید برجسته دانشگاه های ایران، کوشش دارد تا دانش کلاسیک رشته موسیقی درمانی را به عموم جامعه و علاقه مندان معرفی نماید

.

منبع: روزنامه ایران


دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۱ :: نويسنده : پژواک

از سازهای زخمه ای است که در اثر ضربه ناخن انگشت سبابه صدا در می آید به این دلیل ازصدای ضعیفی بر خورداراست و تکنوازی آن در حضور جمعیت یا همنوازی با ارکستر نامناسب است .سه تار به راحتی قادر به بیان احساسات وروحیات نوازنده است ,همواره ذوقیات صوفیان موسیقی ایرانی با آن بیان شده است . در واقع بیان گر اوضاع و احوال گذشته ماست .سه تار متشکل شده است از کاسه و دسته وپنجه که محل گوشی ها می باشد .کاسه آن تقریباً کروی و بشکل گلابی است از وسط نصف شده باشد.ابتدا متشکل از سه سیم بود,سپس یک سیم به آن افزوده شد (برخی آن را سیم "مشتاق" می نامند ,چنان چه که ذکر شد مشتاق علیشاه استاد سه تار در عهد زندیه آن را به سه تار افزود)سیمها در انتها به سیم دیگر متصل بوده و پس از عبور از خرک موازی هم در امتداد دسته از شیار شیطانک رد شده و بعد زیر یک زه چهار لاکه فوق شیطان است گذشته وبه گوشی ها پیچیده می شود


پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۱ :: نويسنده : پژواک

تارساز زهی زخمه ای در لغت(رشته)معنی می دهد که امروز به آن سیم می گویند و در گذشته آن را(وتر)می نامیدند.به جز سازهای بادی که با فشار هوا به ارتعاش در می آیند,دیگر سازها از آن بهره هستند.تار که اکنون از سازهای ملی بشمار می رود مشخص نیست از چه تاریخی بر این ساز اطلاق گردیده است.فرخی سیستانی شاعر عنصر غزنوی از آن نام برده و سروده است:

هر روز یکی دولت و ه روز یکی غژ                                       هر روز یکی نزهت و هر روز یکی تار

.

در نقوشی که تا پیش از زمان صفویه بر جای مانده,سازی به این نام و این شکل ترسیم نگردیده است,در حالی که در مجلس بزم تالار چهلستون اصفهان می توان کمانچه و دو سنتور را مشاهده کرد و حتی ساز تنبور فارابی و شاعران پیشین,مانند منوچهری دامغانی و ناصر خسرو را ذکر کرده اند

تار از سازهای مضرابی وقادر به اجرای نقش تکنوازی و همنوازی است و متشکل از شش سسیم می باشد.دو سیم سفید(پائین),دو سیم زرد(همصدا),یک سیم سفید نازک(به نام زیر)و یک سیم زرد(بم

کاسهٔ تار بیشتر از کنده کهنه چوب توت ساخته می‌شود که هرچه این چوب کهنه‌تر باشد به دلیل خشک بودن تارهای آن چوب تار دارای صدای بهتری خواهد بود. پرده‌ها از جنس روده گوسفند و دسته و پنجه معمولاً از چوب گردو تهیه می‌شوند. شکل کاسهٔ تار مانند دو دل به هم چسبیده و از پشت شبیه به انسان نشسته‌ای است. تار آذربایجانی شکل کمی متفاوتی دارد و سیم‌های آن بیشتر است. جنس خرک از شاخ بز کوهی است. در دو طرف دسته از استخوان شتر استفاده می‌شود.

تار

از لحاظی ساز تار به سه‌تار نزدیک است. از لحاظ شیوهٔ نوازندگی زخمهٔ عادی در تار به صورت راست (از بالا به پایین) است ولی در سه‌تار بالعکس است (از پایین به بالا). همچنین از نظر تعداد پرده‌ها نیز با هم شباهت دارند. صدای تار به دلیل وجود پوستی که روی آن است از شفافیت خاصی برخوردار است. به خصوص سازهایی که ساخت قدیم هستند از شیوهٔ صدای دیگری برخوردارند.

نوازندگان تار

نوازندگان پیشین: آقاحسینقلی، میرزاعبدالله، درویش خان،اسماعیل ساقی،علینقی وزیری، موسی معروفی، یحیی زرین پنجه، علی‌اکبر شهنازی، مرتضی نی‌داوود، عبدالحسین شهنازی، غلامحسین بیگجه‌خانی، لطف‌الله مجد

نوازدگان حاضر: جلیل شهناز، فرهنگ شریف، هوشنگ ظریف، محمدرضا لطفی، عطا جنگوک، حسین علیزاده، داریوش طلایی، داریوش پیرنیاکان، حمید متبسم، ارشد طهماسبی، کیوان ساکت، مجید درخشانی

نوازندگان نو ظهور: ایمان وزیری، پیام جهانمانی، مهدی فلاح صفا

از سازندگان به نام این ساز در دوران قاجار می‌توان از یحیی اول و یحیی دوم و عباس و جعفر صنعت و بعد از آنها به رمضانعلی شاهرخ و در دوران ما به استاد ابراهیم قنبری مهر و رضا ژاله اشاره کرد.

تار

 
   سیم ششم توسط غلام حسین درویش به اقتباس از سه تار به تار اضافه گردید 

دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۱ :: نويسنده : پژواک

محمدشاه فرزند عباس میرزا که بعد ازفتحعلی شاه به حکومت رسید مانند پدرش تجملاتی نبود ولی به موسیقیدانان علاقمند بود و به موسیقی توجه داشت.در زمان او دو گروه ذکر شده تحت نظر استاد مینا و استاد زهره فعاایت داشتند.از خوانندگان و نوازندگان این دوره نام زاعی,ریحان,ملیخا,اکبر,احمد و بابایی ذکر شده,سه نفر اول کلیمی و نوازنده تار بودند و سه نفر بعد ضرب می گرفتند.

میرزا حبیب قاآنی(متوفی 1270ه.ق)از شاعران بزرگ و دستگاه دانان دوره فتحعلی شاه و محمد شاه بود و در قصیده ای که در وصف محمد شاه سروده نام آنها را زکر کرده است

در مجمع الادوار

تار زن زاعی,و ریحان,و ملیخای یهود                        ضرب گیر اکبری و احمدی و بابایی

به چند نوازنده در این دوره اشاره شده است:(در دوره محمد شاه دو استاد به نام زهره و مینا همچنین فتح الله میرزای شعاع السلطنه,فیروز میرزای نصرت الدوله در کمانچه عبد العلی معتمد الدوله در تار دست داشتند)

در زمان محمد شاه استادانی چون آقا علی اکبر(استاد تار),حسن خان ملقب به سنتور خان(استاد سنتور)و خوشنواز(استاد کمانچه)ظهور کردند.

(مجمع الا دوار نوشته مهد یلقی هدایت (مخبر السلطنه)تهران,1317)


شنبه ۶ آبان ۱۳۹۱ :: نويسنده : پژواک

۱- سید عبدالرحیم اصفهانی: در راس استادان آواز ایرانی قرار دارد و امروزه هر چه که از آواز اصیل ایرانی می شنویم و به جای مانده از این استاد درویش مسلک است. سید عبدالرحیم اصفهانی در سال ۱۲۳۲ خورشیدی در محله دربکوشک اصفهان به دنیا آمد. اشعار بسیاری از حفظ داشت و در خواندن آواز با اصول و تئوری موسیقی همچنان تا به امروز بی همتاست. جلال الدین همایی از نام آوران ادبیات فارسی در کتاب هنر و هنرمندان در مورد سیدرحیم می نویسد: به گفته همه ارباب فن ، خاتم موسیقیدانان ایران بود. آوازش در ملاحت و رسایی و گیرایی از مواهب آسمانی شمرده می‌شد و موسیقی شرقی را هیچ‌کس بهتر از او نمی‌دانست. از خود نیز ابتکاراتی تازه داشت و گوشه‌های مخصوصی ابداع کرده بود و آواز شهرتش از اصفهان به اقصی بلاد ایران رسیده عموم خوانندگان و نوازندگان ایران به استادیش می‌ستودند و بشاگردی وی مباهات می‌کردند. »سید رحیم در کنار« نایب اسدالله» نی زن چرب دست، قطعاتی بسیار در محافل آنزمان اجرا کرد که یادگارهای متعددی از آن دوره بر جای مانده است. از شاگردان برجسته آواز این استاد می‌توان به «تاج اصفهانی »، « ادیب »،«حبیب شاطرحاجی» و .... اشاره کرد. ولی شاگرد برجسته و بزرگ ایشان میرزا علی قاری بورد.

سید رحیم اصفهانی در ۱۳۱۴خورشیدی چشم از جهان بست و مقبره وی در تخت پولاد اصفهان، واقع است. آیین بزرگداشت وی پس از هفتاد سال انزوا و غربت توسط انجمن اصفهان پژوهان و دوستداران میراث فرهنگی مورخ ۳۰/۱۰/۱۳۸۴برگزار شد.

۲- میرزا علی قاری: اطلاعات زیادی از زندگی شخصی ایشان در حال حاضر ندارم. ولی در آینده اطلاعات بیشتری در اختیار شما قرار می دهم. همین قدر بگویم که از شاگردان سید رحیم، بسیاری از آنان را شما می شناسید و صدای آنها را بر روی صفحات و نوارهای مختلف شنیده اید مانند آقای تاج اصفهانی و ادیب خوانساری و ... ولی فرق عمده و اساسی این شاگردان با آقای میرزا علی قاری این بوده است که آنها ردیف سید رحیم را با تغییرات و دست کاری هایی که شاید به خاطر سخت بودن و عدم درک کامل گوشه ها بوده است، در دوره های بعدی انتقال و آموزش دادند. ولی میرزا علی قاری بدون هیچ گونه تحریف ، ردیف ها و گوشه های آوازی را ، دست نخورده و کامل به شاگردان خود آموزش دادند. که علت برجسته بودن ایشان نسبت به دیگر شاگردان سیدرحیم همین مطلب است. میرزا علی قاری تنها کسی بود که تا آخرین لحظه ها دوش به دوش سید رحیم بود و از ایشان جدا نشد.


يکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۱ :: نويسنده : پژواک

در حکومت سلجوقیان امور لشکری همیشه در دست افراد ترک و امور کشوری (دیوان و دفاتر)در دست منشیان و مستوفیان و وزرای ایرانی بود.ترکها تحت تأثیر ایرانیان کم کم به شعر و ادبیات فارسی علاقه مند و حامی آن شدند و دومین مرحله ترقی و نضج ادبیات در ایران به وجود آمد.در این دوره فلاسفه,شعرا و نویسندگان بزرگ ظهورکردند مانند خواجه نظام الملک,حکیم عمر خیام,محمد غزالی,ناصر خسرو,شیخ عطار و...که نمایندگان جنبش فکری و آزاد اندیشی بودند.برخی از این اندیشمندان افکار و تمایلات و احساسات خود را به زبان هنری یعنی شعر و موسیقی ارائه می دادند.سلجوقیان از دوستداران هنر موسیقی بودند بطوریکه ساختن سازی به نام (بور و پرنگ)نوعی شیپور فنری را به آلب ارسلان یا عضدالدین ابوشجاع نسبت دادند.

از موسیقیدانان این دوره

فخرالدین رازی:در بخشی از کتاب (دانشنامه)خود به موسیقی پرداخته است

عنصر المعالی کیکاوس و شمگیر:کتاب (قابوس نامه)خود را به موسیقی اختصاص داده است

نظامی گنجوی:در کتاب (خسر و شیرین) خود به ذکر باربد و نکیسا موسیقیدانان دوره ساسانی پرداخته ونام سی لحن باربد را ذکر کرده است

ابوالفتح تاج الدین اصفهانی:که به ذواللسانین معروف بود نه تنها در نوازندگی از استادان زمان خود بود بلکه در موسیقی علمی نیز مهارت داشته است بطوریکه کتابی در علم ایقاعات (ضرب)تنصیف کرده است.تاج الدین با سلاطین سلجوقی همدوره بود و نه تنها موسیقیدانان بلکه دانشمندان و از شعرای بر جسته قرن ششم هجری بود که به فارسی و عربی شعر می سرود.

خاقانی در وصف کتاب(تاج الدین اصفهانی)چنین سروده است:

بینمت موزون و منظوم و مقفازان ترا دستیار خویش سازد زهره در خنیانگری

تاج اصفاهان لسان الدهر بوالفتح آن که هست در عجم چون عنصری و در عرب چون بحتری


سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱ :: نويسنده : پژواک

موسیقی در عصر باستان:اصطلاحات موسیقی این عصر تا سلسله ساسانیان بر نیاکان ما مشخص بود و بین آنها رواج داشته و نیز از ریشه و پیوندهای فارسی بر خوردار بوده است.حتی پس از تسلط اعراب بر ایرانیان نه تنها از ارزش و اهمیت آن کاسته نشد بلکه در زبان عربی نیز نفوز کرد و تحت نظم و قاعده صرف و نحو زبان عربی در آمد و در دوران پس از اسلام بکار گرفته شد,مانند دستان(جمع عربی دستانات و دساتین)و نغمه (جمع عربی نغمات و انغام و نغم)و آواز(جمع عربی آوازات)و زیر و بم فرو داشت و ترانه زیر افکند(امروز به جای این اصطلاح کلمه مخالف به کار گرفته می شود)ومانند اینها.

موسیقی بعد از اسلام:از این تاریخ اصطلاحات عربی وارد موسیقی ایران گردید و تمدن ایرانی رنگ عربی به خود گرفت.تاکنون(1300سال)دانشمندان ایرانی یا عربی,در ایران و کشورهای حجاز,سوریه,مراکش واسپانیا,اینگونه اصطلاحات به زبان عربی به کار گرفته اندکه عبارتند از:صوت, ابعاد, اجناس ,انواع ,ادوار, جموع ,لحون, تنینات ,اصابع, اوزان ,اصول ,تألیف, بسوط ,مجری, تجزیه,...در آغاز اسلام به جای موسیقی کلمه (غنا)به کار می رفت که در اصل به معنی آواز است,و موسیقیدانان را مُغّنی یا مُغّنن می نامیدند,گرچه در اصل به معنی خواننده بوده است.شاعران معمولاً به همان اندازه که در سرودن شعر ماهر بودند در موسیقی هم مهارت داشتند و اشعار خود را شخصاًدر لحن می خواندند.شاعرانی هم که از داشتن آواز خوش بهره ای نداشتند یک راوی یا مغنی برای خواندن ساخته های خود استخدام می کردند.خود واژه موسیقی ,در آغاز اسلام درباره موسیقی علمی و نظری به کار می رفته است

دوره صفویه تاکنون:موسیقی ایران از این دوره به بعد دچار رکورد گردید و بطور کلی جنبه علمی خود را از دست داد.این شرایط تا میانه سلطنت قاجار ادامه یافت ولی از آن پس با ورود سازهای غربی به ایران,تعداد محدودی از اصطلاحات موسیقی غربی وارد زبان فارسی گردید و بیشتر بین افراد قلیلی که آشنایی با این نوع موسیقی را داشتند رایج شد.بسیاری از این اصطلاحات و واژها سالهاست که در زبان فارسی بکار گرفته شد, مانند:ملودی=لحن,نت=نغمه,اکتاو=هنگام


جمعه ۲۱ مهر ۱۳۹۱ :: نويسنده : پژواک

رومییان نیز مانند یونانیان به قدرت شفا بخش موسیقی اعتقاد داشتند.زمانی که طاعون روم را فرا گرفت آنها براین باور بودندکه می توانند با موسیقی به مبارزه با طاعون بپردازند.حتی یکی از پزشکان رومی به نام (اسلیپیاس)با صداهایی هارمونیک به درمان بیماری پرداخت که به نوعی دارای ناهنجاریهای اجتماعی بودند.او با آهنگهای مخصوص افراد سرکش را رام می ساخت و در خدمت خود در می آورد.حتی برخی دیگر از پزشکان رومی نیز با سازهایی چون ارگ,فلوت,و آواز به درمان بیماران روانی می پرداختند.

به عقیده(اریستدس)استفاده کنترل شده از موسیقی برای نوعی روان درمانی ضروری است.او معتقد بود که موسیقی مانند دارو نه تنها قدرت پیشگیری دارد,بلکه درمان کننده نیز می باشد.


سه شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۱ :: نويسنده : پژواک

هنر روم را می بایست در ابتدا هنری یونانی دانست.آنها حتی در زمینه موسیقی نیز از تعلیمات یونانیان استفاده می کردند.زیرا هنر پیشگی و کار موسیقی یونان باستان در روم جایگاه خاصی داشت و در مجالس بزرگان مورد استفاده قرار می گرفت.دلیل این همه اهمیت را می توان همگانی شدن موسیقی در این کشور دانست که حتی در زندگی خصوصی اشخاص نیز آثار آن هنر به چشم می خورد.اشخاصی چون (ستون-پترونیوس)که از نویسندگان بزرگ روم محسوب می شدند اغلب اوقات خود را با موسیقی می گذراندند و برای اینکه اعتباری در مجالس مختلف برای خود کسب کنند,آواز و موسیقی ای را اجرا می کردندکه در آننشانه هایی از هنر یونان دیده شود.به طوری که (نرون)یکی از امپراطوران سفاک و معروف روم,موسیقیدانی غیر حرفه ای بود که اغلب وقت خود را با خواندن یا نواختن می گذراند.

دوران حکومت نرون ,موسیقی مقام عالی خود را از دست داد و وسیله ای برای تحریک احساسات شهوانی قلمداد گردید.در این دوره فن نوازندگی به حدی پایین آمد که اجرای آن را به بردگان می سپردند و از آن بیشتر در جشن ها یا در مراسم مذهبی استفاده می کردند.هنر این دوره به واسطه فساد اجتماعی و اخلاقی,مفهوم حقیقی خود را از دست داد.زیرا در مسابقاتی که در زمینه موسیقی انجام می گرفت داوران از ترس,همیشه جایزه اول را به نرون میدادند و و این عمل موجب افت مهارت و چیرگی در نوازندگی می شد.در این کشور برای اولین بار خنیانگران یا نوازنگان دوره گرد به وجود آمدند که با سفر کردن از شهری به شهر دیگر,بااجرای نمایش,نوازندگی و خوانندگی موجبات سر گرمی مردم را فراهم می ساختند.این هنر خنیان گران پایه ی اولیه اُپرا محسوب گشت.

از رویدادهای بزرگ در تاریخ تمدن غرب,پیداش مسیحیت و استقرار آن به عنوان اولین دین امپراطوری روم است که موجب آغاز موسیقی کلیسایی گردید.

در روم حتی تئاترهای مکالمه ای نیز با موسیقی همراه بود و بر اساس تجمل پرستی و خوش گذرانی امپراطوران, وسیله ای جهت عیش و نوش آنها به کار گرفته می شد.این امر در ابتدا موجب طرد موسیقی از کلیسای مسیحیت گردید,چون آن را هنر مشرکین می دانستند.

البته در روم شرقی یا بیزانس بر خلاف روم غربی مقام بزرگ موسیقی به رشد تکامل خود ادامه داد و پس از قبول آیین مسیحیت مذهبی نیز در آنجا رواج یافت.

در سال 240 قبل از میلاد,درام یونان با موسیقی همراه شد ودر جشنواره های رومی مورد استفاده قرار گرفت.این در حالی که دو سوم گفتارهای نمایشی با موسیقی توأم گردیدکه توسط نوازنده فلوت انجام می گرفت.بدین ترتیب که نوازنه ساز را به گردن می آویخت و در طول نمایش در صحنه باقی می ماند وو همراه بازیگر حرکت می کرد.او با دستها ارکستری را که در گوشه ای همراه با سازهای خود از قبیل فلوت,نی,سنج,و سازی ضربی قرار داشتند رهبری می کرد.

با ورود مسیحیت در روم عناصری ازملوپه(آوازی موزون است که دکلاماسیون را همراهی می کند)یونانی و لاتین با (پسلامدیک)که نوعی شعر خوانی آواز گونه ی آیات عبری می باشد در هم آمیخته شد.این موسیقی به تناسب اجرای وحدتش با اجرای مناسک مذهبی,هر گونه تمایل را مردود می ساختکه به پلانشن(آواز بدون میزان و نزدیک به دکلاماسیون است)معروف شد.این آوازها هم اکنون نیز در اروپای غربی مشاهده می شود به نحوی که در آیین های متشکل از نماز و نیایش,یک گروه به لاتین آواز می خوانند و دسته مقابل جواب آنها را به زبان یونانی می دهند


جمعه ۱۴ مهر ۱۳۹۱ :: نويسنده : پژواک

موسیقی در میان سومریان بسیار رواج داشت به طوری بازتاب مذهبی در موسیقی شان به چشم می خورد.بدین صورت که موسیقی را طی مراسم خاص,با کلام سرایش اجرا می کردند.محل این اجراها در معابد بود.این معابد (زیگورات) نام داشت.بر طبق شواهد و قراین تاریخی,موسیقی مذهبی نقش مهمی در انواع مراسم تشریفاتی,آداب و رسوم سومری داشته است بدین صورت که موسیقی مذهبی به صورت شکواییه و مرثیه,همراه با سرود و شعر مذهبی اجرا می شد.قدیمی ترین سازهای موسیقی مکشوفه در حفریات خرابه های شهر اور در بین النهرین,دال بر این مدعاست.البته در آنجا صحنه هایی نیز از نوازندگی چنگ,متعلق به هزار سال پیش از میلاد مسیح وجود دارد.افزون بر این,در همان خرابه ها سازهای بادی از جنس چوب و فلز به همراه دو ستون که نت موسیقی بر روی آن حک شده است نیز به چشم می خورد.

آنان معتقد بودند که اشعار و موسیقی دارای تأثیرات جادویی است,لذا از آن برای برآورده کردن نیازهایشان و نیز در جهت رضایت خدایان استفاده می کردند.البته بعدها روش سؤال وجواب یا همان دو به دو خوانی جایگزین تک خوانیها گردید به طوری که کاهن به صورت تک نوا شروع به خواندن می کرد و گروه همسرا به آن پاسخ می دادند .قطعات آوازی سومریان (لَرسما به معنی سرود )خوانده می شد نغمه خوانی و نوازندگی توسط افراد مخصوص به نام گالا ها, صورت می پذیرفت.از موسیقیدانان مشهور آنها می توان به (زامرو-نارو)اشاره کرد که هر دو هم خواننده وهم نوازنده بودند.

سازهای سومریان:

سِم-تِگ-بَلَغ-لی لیس